مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
463
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
معامله تعلق گيرد ، مانند : « لا تأكل ثمن الخمر » كه نهى به ثمنى تعلق گرفته كه نتيجه عقد است در اين دو صورت ، بر فساد منهى عنه دلالت مىكند . « 8 » نكته اول : به دليل اختلافى كه در عقلى يا لفظى بودن بحث دلالت نهى بر فساد است ، اين بحث با تعبيرهاى مختلف بيان شده ؛ گروهى از آن به « دلالت » ، عدهاى به « اقتضا » و برخى هم به « كشف » تعبير كردهاند . نكته دوم : تقابل بين صحت و فساد بر مبناى آخوند خراسانى همان تقابل ميان تماميت و نقص و يا تقابل عدم و ملكه است ؛ به اين ترتيب ، ناقص به چيزى گفته مىشود كه « من شأنه ان يكون تاما لكنه لم يكن تاما بالفعل » . اما اگر شأن چيزى تام بودن نباشد ، نمىتوان عنوان ناقص برآن اطلاق كرد ، و از آنجا كه تقابل بين تمام و نقص همان تقابل ميان صحت و فساد است ، فاسد بر يك امر عدمى اطلاق مىشود چون در تقابل عدم و ملكه يك طرف ، وجودى و طرف ديگر عدمى است اما از نوع عدمى است كه « من شأنه ان يكون وجوديا » و در غير اين صورت ، تقابل آن ، تقابل سلب و ايجاب خواهد بود . بر مبناى امام خمينى ، تقابل بين صحت و فساد ( در استعمالات عرفى ) ، تقابل تضاد است . حايرى ، عبد الكريم ، درر الفوائد ، ج 2 ، 1 ، ص 189 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 599 . فاضل تونى ، عبد اللّه بن محمد ، الوافية فى اصول الفقه ، ص ( 101 - 100 ) . صاحب معالم ، حسن بن زين الدين ، معالم الدين و ملاذ المجتهدين ، ص 96 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص ( 320 - 316 ) . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص ( 413 - 385 ) . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 7 ، ص ( 180 - 173 ) . دلالت نهى بر فساد عبادت بحث از فساد يا عدم فساد عبادت منهىّ عنه دلالت نهى بر فساد عبادت ، مقابل دلالت نهى بر فساد معامله است و منظور از آن ، اين است كه اگر نهى به عبادتى تعلق بگيرد ، موجب بطلان آن مىگردد يا نه ؛ براى مثال ، آيا نهى از نماز در مكان غصبى ، بر بطلان نماز دلالت مىكند يا نه . منظور از عبادت ، عملى است كه قصد قربت در سقوط امر آن شرط باشد ؛ يعنى عبادت به معناى اخص ، نه عبادت به معناى اعم . « 1 » مشهور عالمان اصولى معتقدند نهى از عبادت ، موجب فساد آن مىگردد ؛ در مقابل ، عدهاى چون « ابو حنيفه » بر اين باورند كه نهى از عبادت ، موجب صحت آن مىگردد . « 2 » نكته : كسانى كه دلالت و اقتضاى نهى بر فساد عبادت را عقلى مىدانند ، مىگويند : اگر عبادتى مورد نهى قرار گرفت ، به اين معنا است كه اين عبادت مبغوض مولا است و چيزى كه مبغوض مولا شد باعث دورى از او گرديده و نمىتواند سبب تقرب و نزديكى به مولا باشد . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 322 . محقق حلى ، جعفر بن حسن ، معارج الاصول ، ص 77 . فخر رازى ، محمد بن عمر ، المحصول فى علم اصول الفقه ، ج 2 ، ص 291 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 224 . مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص 86 . موسوى بجنوردى ، محمد ، مقالات اصولى ، ص 125 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 599 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 6 ، ص ( 374 - 373 ) . همان ، ج 7 ، ص ( 173 - 171 ) . سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ج 1 ، 2 ، ص ( 136 - 128 ) . دلالت نهى بر فساد معامله بحث از فساد يا عدم فساد معامله منهىّ عنه دلالت نهى بر فساد معامله ، مقابل دلالت نهى بر فساد عبادت مىباشد و منظور از آن ، اين است كه اگر نهى به معاملهاى تعلق گرفت و مكلف ، آن منهى عنه را انجام داد آيا موجب فساد آن مىشود يا نه ؛ براى مثال ، آيا نهى در « لا تبع وقت النداء » يا « لا تبع بيع الربا » بر فساد بيع هنگام نماز جمعه و بيع ربوى دلالت مىكند يا نه . نهى از معامله بر دو قسم است : ارشادى ؛ مولوى . نهى ارشادى ، به يقين بر فساد دلالت مىكند ، البته نه به اين دليل كه « نهى بما هو نهى » بر فساد دلالت مىكند ، بلكه به اين سبب كه اين نهى ، ارشاد به عدم وجود شرط معامله يا وجود مانع است ، و معامله ، به سبب فقدان يكى از شروط يا اجزايش و يا وجود مانعى بر سر راه صحت آن ، فاسد مىگردد ؛ بنابراين ، نهى ارشادى از بحث خارج است . درباره نهى مولوى اختلاف است : 1 . عدهاى از اصولىها همچون « ابو حنيفه » و « شيبانى » معتقدند نهى در معاملات ، بر صحت دلالت مىكند . « 1 * »
--> ( 8 ) . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 618 . ( 1 ) . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 605 . ( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 618 . ( 1 * ) . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص 30 .